من و علی دوستای صمیمی تمام دوره تحصلی هستیم .یعنی دقیقا از دبستان همیشه با هم بودیم هیچ وقت بدون اطلاع همدیگه کاری نمی کردیم . همه چیز توی زندگیامون مثل هم بود ! درسمون ، پول تو جیبی ای که میگرفتیم ، لباسامون ، کیفامون و . . . خلاصه مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشن!

   من اون تو عالم بچگی پول تو جیبیم رو همیشه می گرفتم رو مینداختم توی قلک یا خرجش می کردم ، علی هم مثل من بود اما با این تفاوت که بابای علی همیشه یکمی از پول تو جیبیش رو بهش نمی داد ٬ این پول ها رو جمع می کرد و ماهی یک بار می رفت بانک و یکی از اقساط دفترچه قسطی که به اسم علی گرفته بود رو پرداخت می کرد . تقریبا همه چیزمون مثل هم بود ولی نمی دونم چی شد که چند سال بعد علی تونست به راحتی از پس مخارج ازدواجش بربیاد و علاوه بر اون ، با سرمایه ای که داشت یه کسب و کار خوب هم راه انداخت ولی من حتی با کمک اطرافیان باز هم موفق به این کار نشدم .

   راستشو بخواین چند روز پیش که از نمایندگی بیمه برای مشاوره بیمه عمر با من تماس گرفتن ٬بعد از مشاوره تازه فهمیدم که بابای علی از بچگی براش بیمه عمر تهیه کرده بود و تونسته بود با پرداخت یک هزینه ناچیز امنیت و آرامش آینده ی پسرش رو تامین کنه.

 

0 پیام

پیام خود را برای ما ارسال نمایید. انصراف