محمد رحمانی 27 ساله و کارگر حاج خلیفه معروف در یزد بود. توی کارگاه تولید پشمک و قطاب مشغول کار بود . ساعت ۱۱ شب بعد از اتمام کار،با دوچرخه در راه بازگشت به منزل به خاطر عدم کنترل دوچرخه و پیچیدن ماشین جلوش ، تصادف میکنه. محمد بیچاره سرش می خوره جدول ، درجا خونریزی مغزی میکنه و متاسفانه فوت میشه. همسرش دو ماهه باردار بوده و مادر شوهرش هم با وجود مشکل کلیه تو خونه ی مستاجری اونا زندگی می کرده .

   اطرافیان اون خانم و خانواده اش بخاطر مشکلات اقتصادی توصیه می کنند که بچه ات رو بنداز. اما خانم نمیپذیره. بعد مدتی از دفتر نمایندگی بیمه با خانم تماس میگیرن که قسط حق بیمه آقای رحمانی عقب افتاده و لطفا واریز کنید٬ همسر محمد از همه جا بی خبر عصبانی می شه و دادوبیداد می کنه و میگه شوهرم مرده ما حتی پول پرداخت اجاره خونه رو هم نداریم دیگه هم به اینجا زنگ نزنید! بلافاصله نماینده بیمه میگه فردا مدارک فوت را بیارین دفتر ، نتیجه اینکه ۱۰۰ ملیون تومان غرامت فوت به خانواده اش پرداخت میشه و اون خانم خونه رهن می کنه مادر شوهرش پیش اون می مونه و مسیر زندگیشون عوض میشه .

 یک لحظه تصور کن این اتفاق برای ما بیفته! شما خودت چه تضمینی داری که خانواده ات در نبود شما مشکلی نداشته باشن و چقدر تضمین می دی که تا موقعی که بچه هات به سروسامون برسن و بهت نیاز دارن تو پیششون باشی !!!

0 پیام

پیام خود را برای ما ارسال نمایید. انصراف